محمدرضا جبارى

452

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

پس از شهادت امام هادى عليه السّلام وى به خدمت فرزند بزرگوارشان ، امام عسكرى عليه السّلام درآمد و عهده‌دار اداره سازمان وكالت و نظارت بر كار وكلاى آن حضرت شد . شواهد متعددى حاكى از آن است كه امام عسكرى عليه السّلام امور وكلا را به وى احاله مىداده است . البته گفته مىشود كه امام عسكرى عليه السّلام تنها به تعداد نادرى از پيروان خود وكالت « عثمان بن سعيد » را اطلاع داده بود . 3908712 خ 0 112 خ در توقيع شريف آن جناب به « اسحاق بن اسماعيل نيشابورى » به وى دستور داده شده كه در سامرّا قبل از ترك اين شهر ، حتما با « عمرى » ملاقات كند تا شناسايى بين او و « عمرى » حاصل شود ! حضرت در دنباله اين توقيع مىفرمايد : « هر آنچه كه از نواحى مختلف براى ما ارسال مىشود ، در نهايت امر به دست عمرى مىرسد تا به ما برساند » . 4908712 خ 0 113 خ اين سخن حكايت از آن دارد كه نظارت بر كار تمامى وكلا در اين عصر به عهده عمرى بوده است ! و او در حقيقت واسطه آنان با امام عليه السّلام محسوب مىشده است . اين مقام ، چيزى جز همان بابيّت نيست كه در مورد « عثمان بن سعيد » به‌طور قطع قابل اثبات است . بنا به نقل شيخ طوسى ، هنگامى كه گروهى از شيعيان يمن به سامرّا آمدند تا با امام عسكرى عليه السّلام ديدار كنند و ضمنا وجوه شرعى و اموالى را كه به همراه آورده بودند را تحويل دهند ، امام عليه السّلام خادم خود « بدر » ، را فرستادند تا « عثمان بن سعيد » را به آن مجلس احضار نمايد . پس از ورود « عثمان بن سعيد » ، حضرت به وى فرمودند : « برو اى عثمان ، و اموالى را كه اين يمنىها آورده‌اند تحويل بگير كه تو وكيل و مورد اعتماد من در اموال الهى هستى ! » هنگامى كه جمع حاضر ، به كلام حضرت ، كه مبيّن جايگاه « عثمان بن سعيد » بود ، اشاره مىكنند ، حضرت مىفرمايد : « آرى ، شاهد باشيد كه عثمان بن سعيد عمرى ، وكيل من و پسرش ، محمد ، نيز وكيل پسرم ، مهدىّ شما است ! » . 5908712 خ 0 114 خ از اين‌كه آن حضرت خود اقدام به اخذ اموال مذكور نكرده و عثمان بن سعيد را مأمور به اين كار فرمود ، به خوبى مىتوان فهميد كه مراد ، تبيين جايگاه وى و تعيين تكليف شيعيان در اين باره و آماده كردن آنان براى اطمينان و اعتماد به عمرى و مراجعه به او پس از شهادت آن حضرت و در عصر غيبت صغرا بوده است . شيخ طوسى ضمن نقلى ديگر ، از تعدادى از بزرگان شيعه اين چنين آورده كه : « ما جمعا بر امام عسكرى عليه السّلام وارد شده و قصد آن داشتيم كه درباره حجّت و امام پس از